۱۳.۱۱.۸۶

حسن نصرالله و تعهد روشنفکر شیعه

مدتی بود به توصیه برخی دوستان مبادی آداب شده بودیم، سیاسی نمی نوشتیم، می گفتیم بگذار مطلب فکاهی بگوییم، مردم دلخوش باشند، بخندند، اما نمی دانم آنچه خدا از بنده اش بخواهد همان می شود. شریعتی تعریف قشنگی داشت، می گفت روشنفکر آن کسی است که اگر خودش هم در ناز و نعمت بود، به درد همسایه اش بگرید. ما که نمی خواهیم روشنفکرنما باشیم باید بنویسیم. شخصاً تصمیم به چنین کاری نداشتم اما وقتی دیروز خواندم که شبکه القاعده از دو زن عقب مانده ذهنی استفاده کرده تا بمب های خود را به بازار داخل کند و از آنجا با ریموت کنترل آنها را منفجر نمايد، واقعاً منزجر شدم. اگر این کارها حقیقت اسلام نیست، سکوت جامعه اسلامی چه معنایی دارد؟ مگر این جامعه روشنفکر ندارد؟ یک نفر نیست اینجا که دست به نقد تحرکات بن لادن و امثال او بزند؟ جهان اسلام سراسر سکوت است و تأییدکننده قتل عام انسان هایی سراسر بی گناه.
چندی پیش کتابی انگلیسی خریدم به نام "اسلام حقیقی" نوشته Robert Spencer، نویسنده با تلاش فراوان کوشیده بود تا ثابت کند، اسلام واقعی چیزی جز تئوری های القاعده و بن لادن است، اسلام حقیقی طرفدار اصول انسان هاست و خلاصه از اين دست گفتگوها که زياد شنیده اید، اما نکته ای درخشان هم در ميان بود. اسپنسر با ظرافت تمام تبیین کرده بود که اسلام واقعی چیزی جز خشم و کینه روزافزونی است که القاعده با تحرکات تروریستی خود بدان دامن می زند، چیزی جز مشاهده صرف شمشیر پیامبر و علی است و چهره حقیقی آن را نباید در اینگونه روایاتی دید. اما سوال محققانه ای که می گوید این است که این وحشی های انسان نما که سرگرم کشتار مردم بی گناه هستند، از دامن جامعه اسلامی برخاسته اند، چرا این جامعه در برابر تحرکات آنها سکوت اختیار کرده؟ حتی یک مسلمان محافظه کار باید بیندیشد که کجای عملکرد القاعده در تضاد با جنبه های منفی از تمدن غرب بوده است؟ اسلام نسبت به انحرافاتی که در دامن آن پرورش یافته مسئولیت سنگین تری دارد یا غرب؟ اما تمام آنچه از جامعه اسلامی برآمده سکوت بوده است و اگر بخواهیم مته به خشخاش بگذاریم، حتی تلویزیون حکومتی جمهوری اسلامی و شبکه الجزیره که اخیراً به القاعده پرس معروف شده، حاضر نیستند خبر کامل استفاده ابزاری القاعده از عقب ماندگان ذهنی برای بمب گذاری ها را پوشش دهند.
من تصمیم دارم، این سوال را از خودمان آغاز کنم، ما برای مهار اندیشه و تئوری بی گناه کشی افراطیون مسلمان چه کرده ایم؟ اگر فرض را بر این بگذاریم که مکتب سنت و جماعت ایده های فکری متفاوت و گاهاً غیر قابل جمعی با تشیع دارد، صریح تر ببینیم ما برای مهار شیعیان افراطی دست به کدام اقدام زدیم؟ من نمی خواهم جنجال آفرینی کنم ولی به اعتقاد من، عملکرد حسن نصرالله همین گونه است، افراطی با کشتار وسیع بی گناهان و سکوت جامعه سیاسی شیعه.
سوال، موشک باران خانه های مسکونی اسرائیلی ها چه معنایی دارد؟ این موافق کدام تئوری شیعی است، این کجایش مربوط به مکتب معصومین است. برای چه زن و بچه اسرائیلی را می کشند، اسمش را دفاع می گذارند؟ سوال من اینجاست که در همین نبرد سی و سه روزه دهشت بار که بدعتی در تاریخ جهان تشیع بود، موشک های نصرالله به کدام طرف اشاره می رفت؟ پاسگاه های اسرائیلی یا خانه ها، منازل مسکونی، کودکان و یک کلمه غیرنظامیان؟ حدود 145 غیرنظامی از مردم اسرائیل در اين موشک باران های مداوم کشته شدند، 4260 نفر زخمی شدند. سوال من این است، آیا این موافق آداب و شریعت تشیع است؟ از این احادیث بگذریم که "هل الدین الا الحب و البغض" و بسیار بسیار احادیث دیگری بر محبت و مهرورزی در مکتب تشیع تأکید دارند و از نکات بارز تشیع است بگذریم. مگر وظیفه ما عمل به سیره معصوم نیست؟ امام حسین در روز عاشورا به زن و بچه دشمنانش مگر حمله کرد؟ یکی پاسخ داد که زن و بچه دشمنان معصوم آنجا نبودند ما چه بدانیم. آقای علامه، نهی معصوم با تأييدش تفاوتی ندارد، وقتی آنها را از تهاجم به حرم خود نهی کرد، یعنی اين کار مجاز نیست، والسلام. هر چند که دشمنت شمر باشد، عمر بن سعد باشد و مطابق آنچه ما معتقدیم گلچینی از بدترین های زمان، حق نداری به زن و بچه تعرض کنی، حتی به غیرنظامی بالغ هم متعرض نباید شوی، خلاف انصاف است، خلاف روح تشیع است، اگرچه عبید الله بن زیاد باشد، رأس فتنه باشد، مجاز نیستی. مگر حضرت مسلم نکرد، مگر در منزل هانی نبود که عبیدالله مهمان شان شد، هانی به او گفت که هر وقت من سرفه کردم از پشت پرده خارج شو و کارش را تمام کن، چرا نکرد؟ سفیر مخصوص امام بود، وکیل و نایب خاصه او بود، لیاقتی که در تاریخ به انگشت شمار انسان هایی داده شده. نیابتی که امروز برایش ایران را به فلاکت کشیده اند تا در فلانی احراز شود. این مرد عبیدالله را نکشت. وقتی رأس فتنه عاشورا رفت، هانی از مسلم پرسید که چرا نکشتی، گفت به خدا شرمم آمد در حالی که شمشیری بدست نداشت جان از تنش بگیرم. آن وقت شما آقای نصرالله برو و موشک بزن روی سر بچه شش ماهه اسرائیلی، زن باردار اسرائیلی، هنر کردی اخوي، خلاف دستور معصوم است. اگر این کار را بکنی که می کنی، تفاوت ات با اسرائیلی چیست؟ بچه اسرائیلی، زن اسرائیلی از عبیدالله بن زیاد که کافرتر نیست، هست؟ حالا مردانگی که حضرت عالی بویی از آن نبردی بماند، آزادی و حریت در کردار بماند.
یادم است یک بار کسی پاسخ داد که امام حسین در اقلیت بود، آن روز اسلام مظلوم بود، تحت ستم بود، اصلاً چنین شرایطی پیش نمی آمد، مسلمان ها موشک نداشتند، چه و چه نداشتند، الان که دارند باید استفاده کنند تا کفار را از بین ببرند، معصومین ما همه مظلوم بودند و امروز که اوج اقتدار اسلام است ما باید به اسرائیلی جماعت حالی کنیم که هر کاری دلش بخواهد نمی تواند انجام دهد. به این دوست گرامی باید گفت که برادر، مگر امیرالمومنین در جنگ صفین خلیفه مسلمین نبود، مگر در قدرت نبود، چرا آب را به روی سپاه معاویه نبست؟ به خدا اگر سیاستمداران امروز شما بودند به اسم اسلام می بستند، به اسم راهبرد استراتژیک، به اسم سیاست که دفتر همه چیز را این روزها با آن جلد می کنند، می کردند. علی نکرد چرا، چون مخالف جوانمردی و موافق شأن اسلام بود، این تفاوت تشیع است در قدرت با تسنن یرید و معاویه در قدرت. نصرالله و همچون اویی در مکتب تشیع است که باید تفهیم شوند. مگر رسول خدا در اوج قدرت حکومت اسلامی نبود، خیلی روان بگویم که فرض بگیرید کشتار بنی قريظه صحت داشته باشد، ما در آن تشکیک نکرده ایم چون شیخ الطائفه طوسی و شیخ مفید هم نکردند، به رغم اینکه برخی آن را اسرائیلیات پنداشته اند، باز هم فرض بر صحت اگر بگذاریم، عملکرد رسول اکرم راهگشاست. وقتی یهودیان هدایت نشدند، حضرت فرمودند که زن هایشان را نکشید، جدا کنید. پسرانشان، آنهایی را که موی زهار ندارند و مرد نشده اند جدا کنید، نکشید. لب کلام، اینها بی گناه اند، بر اینها حرجی نیست، نمی دانند کجایند و برای چه. سوال من این است که یک رهگذر اسرائیلی، یک بچه اسرائیلی، یک زن باردار اسرائیلی این را به چه حقی با موشک می کشید؟ می گویند تو مدافع یهود شده ای، من مدافع تشیع حقیقی ام، من مدافع کرامت انسانی ام، آخر اگر تو خودت بنا به حسب آزمون حضرت حق، در آن مملکت دنیا می آمدی و ده سال داشتی، موشک می زدند و تو را می کشتند، دست و پایت قطع می شد، این به حق بود؟
ممکن است کسی بگوید خوب آنجا نروند، مملکت اسلامی است، غاصب اند، قاتل اند، جنایت هایشان فراموشمان نشده، درست است. من خودم کارشناس مسائل همین تکه از دنیا هستم، ولی پاسخ دارم. کدام حکم فقهی است که ثابت می کند پسر را می شود به گناه پدر کشت؟ پدرش گناه کرد رفت آنجا، بچه دار شد، نسبت به مسلمین عداوت داشت، خدا لعنتش کند، پسرش چه گناهی کرد؟ زن باردارش چه گناهی کرد؟ بچه مدرسه ای مگر توانایی تمیز دادن دارد؟ چند بار مدرسه اسرائیلی را موشک باران کردند، این حماس چند بار مدارس شهرک سدیروت را موشک باران کرد، نزدیک به 177 غیرنظامی از دو سال گذشته تا امروز به خاطر موشک باران حماس و حزب الله کشته شده اند، اگر خانواده هایشان برگشته باشند وای به حال من و توی روشنفکر مسلمان، چون معنایش این است که به خاطر هدف مان وسیله را توجیه کردیم، این کار بدعت است. موشک باران مناطق مسکونی اسرائیل بدعتی است بزرگ در تاریخ تشیع و همراه با سکوت مسلمین.
مشکل عمده این است که قتل بی گناه را کوچک شمرده ایم. خداوند در قرآن فرمود که لکم فی القصاص حیوة یا اولی الالباب لعلکم تتقون... فمن اعتدی بعد ذلک فله عذاب الیم. قصاص کنید، سرباز اسرائیلی بکشید، مگر بچه اسرائیلی مردم شما را کشت؟ وقتی این کودک اسرائیلی، زن باردار اسرائیلی را می کشی به این کار می گویند، اعتدی، زیاده روی، و بر تو عذابی الیم آماده است، مطابق نص صریح قرآن. اما قربان رسول اکرم بروم، در حدیثی فرمود که یابن عمر، ای ابن عمر: والذي نفسي بيده ليأتين على الناس زمان لا يدري القاتل في أي شيء قَتل، ولا يدري المقتول على أي شيء قُتل. ای ابن عمر، قسم به آن کس که جانم به دست اوست، زمانی خواهد آمد که قاتل نمی داند برای چه کشته و مقتول نمی داند به چه دلیلی کشته شده است. و در آيه دیگری از قرآن پروردگار می فرماید که هرکس متعمدانه بی گناهی را کشت: فجزاؤه جهنم خالدا فيها وغضب الله عليه ولعنه وأعد له عذابا عظيما، پس کیفر او جهنم است و غضب خدا همواره با اوست و لعنت خدا بر اوست و خداوند برای او عذابی بزرگ مهیا کرده است. در آية شریفه دیگری می فرماید: من أجل ذلك كتبنا على بني إسرائيل أنه من قتل نفسا بغير نفس أو فساد في الأرض فكأنما قتل الناس جميعا. بدین سبب بر بنی اسرائیل فرض کردیم که هر کس انسانی را که کسی را نکشته و فسادی در زمین مرتکب نشده به قتل برساند گویا همه مردم را کشته است.
و برای روشنفکر مسلمانی که این نوع کشتارها را تقبیح و تلاش در جلوگیری از آن بنماید پروردگار ثوابی عظیم برشمرده است، ومن أحياها فكأنما أحيا الناس جميعا. پس هر کس که یک نفر از این انسان ها را نجات دهد، گویا تمام مردم را نجات داده است. این توصیه ای بود برای روشنفکران مسلمان، دانشمندان و محققان مسلمان، دین شناسان و آزادی خواهان مسلمان و در نهایت برای شیعیان واقعی معصومین.

۶ نظر:

ناشناس گفت...

جالب بود، من تا حالا به این موضوع این طوری فکر نکرده بودم.

ناشناس گفت...

گور بابای هر چی اسرائیلی

ناشناس گفت...

از دست ما کاری برنمی آد، میاد؟

ناشناس گفت...

از دست ما کاری برنمی آد، میاد؟

ناشناس گفت...

استناد به آیه قران هم نمی کردی تکلیف اینها معلوم بود. به نظر من که اینها جدای شیعه و دین اند، اصلاً شاید آدم هم نباشند

ناشناس گفت...

ولی بعضی علما عملیات استشهادی رو تأیید کردن؟